بازم ویروس

سلام به روی ماه گل پسرم
این روزا زیاد حال و روزت خوب نیست اخه بازم یه ویروس از راه رسید و پشمک من و مریض کرد
درست بعد عید غدیر بود با هم دیگه رفته بودیم خونه ی مادرجون میخواستم بزارمت پیش مادرجون و برم
خرید اما یهویی حال و هوای اسمون بهم ریخت و شروع کرد به سروصدا و باریدن اونم چه صداهایی و چه
بارونی مادرجون که از ترس گوشاش رو گرفته بود
جالب اینجاست که شما اصلا نمیترسیدی
اما تو اون سرو صدا یه چرتی زدی وقتی بیدار شدی دیدم تنت خیلی داغ ،خیلی نگران شدم و فورا
رفتم داروخونه و برات دارو گرفتم تبت واقعا زیاد بود
اما فقط تب داشتی ،بعد یک روز و نیم بدنت شروع کرد به دونه زدن، دونه های قرمز رنگ و ریز که اول
زیر دهانت در اومد و خیلی زود روی لب و توی دهنت رو هم گرفت
خیلی تو دهنت درد داشتی اخه موقع غذا خوردن یهو داد میزدی
خلاصه الان خیلی بهتری اما هنوز شبها تا صبح بیقراری ،نمیدونم چرا اما تا میخوابی نیم ساعت تا
یک ساعت بعد بیدار میشی و گریه میکنی منم تمام سعیم رو میکنم تا اروم بشی اما تا خوابت میبره
دوباره ...
2بار دکتر بردیمت اخه هنوز با وجوداینکه جوشات از بین رفتن و تبت تموم شده بعد یک هفته هنوز بیقراری
و شبا تا صبح گریه میکنی ،خانوم دکترت گفت هنوز گلوت قرمزه و تو دهنت دونه هست ،بقیه داروهات رو
قطع کرد و برات شربت دیفن هیدرامین تجویز کرد روزی 3بار 2ونیم سی سی
گفت تا 5روز خوب نشدی باید ازمایش ادرار بدی،خداکنه که خوب بشی
وقتی مریض میشی غم بزرگترم اینه که چطوری بهت دارو بدم
به هیچ وجه نمی خوری هر ترفندی هم بزنم میفهمی ،منم مجبورم با سرنگ بریزم تو حلقت



عزیز دلم انشالله که زود زود خوب بشی















بازم ویروس 



